|
هرچي شمارشو مي گرفتم، اشغال بود! فكرشو مي كردم كه اشغال باشه!! آخه وقتي خودش بهم زنگ زده بود، موقعي كه نوبت من بود باهاش حرف بزنم(!) ؛ جواب نداده بودم! نمي دونم از تنبلي بود يا ............؟ تلفن خدا صداش خيلي بلند بود اما............ آره تلفن خدا !!!؟ اذانو مي گم! اذان تلفن خداست كه هر روز بهت زنگ مي زنه ! اما ما به موقع گوشيو برنمي داريم! وقتي كار از كار مي گذره تازه يادمون ميفته نماز نخونديم! حالا هرچي 24434 رو مي گيريم اشغاله!!!! تازه اگه آزاد بشه اونجوري كه دلت مي خواد جوابتو نمي دن! يه مدتي بود نمازامو دو تا يكي مي كردم! تا به خودم ميومدم تلفن خدا قطع شده بود و بازم نوبتمو از دست داده بودم! بعدشم كه شمارشو مي گرفتم جوابي نبود! كلي هم اعتراض داشتم كه چرا جواب نميدن!!! فكر مي كردم شايد پيش شمارشو بلد نيستم! تا اين كه يه روز يكي بهم گفت: "اگه وقت داشتي حتما يه سر به خودت بزن" دلم تكون خورد! حس كردم توپ دلمو به هر كسي پاس دادم الا خدا........ خط دلمو زياد اشغال كرده بودم نگو خدا پشته خط بوده!؟ دنباله اين بودم كه يه جوري خودمو بشكنم كه از ابراهيم بت شكن تر باشم! تو فكر اين بودم كه لوايح شيطون رو وتو بگيرم! اما........ خيلي اراده مي خواست! كم داشتم....... تازه فهميده بودم نگهبان دلم خوابش برده و كلي مزاحم تو قصره دلمه! بايد درخت دلمو حرس مي كردم! يه خورده زمان مي خواستم......... وقتي ديدم اتفاقاي ديروز حالمو گرفته براين شدم كه براي فردا به فكر امروزم باشم....... تو همين فكرا بودم كه تلفن زنگ زد!!!! آره درست حدس زدي! خدا بود.......! اذون مي گفتن!! الان كه دارم ترك مي كنم مي فهمم ؛ تلفن خدا پيش شماره نداره، داخليه.............!
يادمون باشه سجده نزوليه كه سرشار از صعوده...............
یک شب که شام نخورده خوابیده بودم تصميم گرفتم كه محكم تر دندان بزنم ولي احساس كردم نان مزه ي پنبه مي دهد و دندان هايم درد گرفته است از آن نان بربري بعيد بود
روزی وزیر هارون الرشید از روی شوخی به بهلول گفت : مبار ک است گویا قرار است که حکومت گرگ ها و خرهاو خوک ها را به تو واگذار کنند . بهلول بی درنگ گفت :پس خودت موضوع را فهمیده ای . از این به بعد مواظب باش که از فرمان من سرپیچی نکنی.
بازرگانی فوت کرد و جمعیتی زیاد برای تشییع او آمده بودند. مردی از بهلول پرسید: زمان تشییع جنازه بهتر است آدم در جلوی تابوت راه برود یا در عقب آن ؟
عشق يعني انتظار....... عشق يعني هر چه بيني عكس يار! عشق يعني شب نخفتن تا سحر..... عشق يعني سجده ها با چشم تر! عشق يعني ديده بر در دوختن...... عشق يعني از فراغش سوختن! عشق يعني........ شما قضاوت كنيد....؟؟! مي گم به نظر شما؟ لحظه ي عشق لحظه ي ظهور بقيه الله نيست؟؟! يعني ميشه ما اون لحظه رو با چشم سَرمون ببينيم؟! ميشه با چشم دلمون اشك شوق بريزيم؟!! ميشه خيالمون راحت باشه كه ياورشيم و ترسي از سيف الله نداشته باشيم!؟ آري لحظه ايست ظهور معشوق! آن لحظه هزار بار تقديم عاشقان مهدي........ http://roozegareeshgh.blogfa.com/
http://ast.blogfa.com/
اگر ميخواهيم بدانيم تابع امر و هدايت خدا هستيم يا نه ؟ بايد نگاه کنيم ببينيم که خوف و حزن از ما دور شده و به آرامش رسيده ايم يا نه ؟
قاصدک هان چه خبر آوردی؟ از کجا وز که خبر آوردی؟ خوش خبر باشی امّا،امّا گرد بام در من بی ثمر می گردی انتطار خبری نیست مرا نه نه ز یاری نه زدیّار و دیاری ــ باری برو آنجا که بود چشمی گوشی با کس برو آنجا که تو را منتظرند قاصدک در دل من همه کور و کرند مهدی اخوان ثالث
سلام خوبین می دونین امسال سال چیه ؟ ۱- آقا سال گوسفنده؟ ۴- دختر خانم سال اردک؟ اولن همه جوابا اشتباه بود بعدش هم آقا مودب باش منظورم با جواب شماره ۵ ای وای ببخشید اشتباه شد فکر نکنین امسال سال مستر بینه نه یعنی خدا نکنه امسال سال گاوه اینم از عکساش........ -آقا مگه گاوم بی فایده میشه؟ لطفا یکی این بچه رو ببره بیرون همون اشتباهی (گندی) که به عکس زد کافی بود ای گاو قشنگ و خال خالی ای شیر تو از خواص خالی روزی که شدی گاو نگفتی از چشم غریبه ها می افتی؟ شیر تو پر از آب نبوده یک نفر به آن آب فزوده آری پسر حسن قلی خان آن جوان دم کلفت اعیان ای گاو نجیب و سر به راهم افتاده به تو کنون نگاهم
مدیر تولید مجموعه تلویزیونی عبدالرضا شهباززاده در گفتوگو با خبرنگار رادیو و تلویزیون فارس درباره مجموعه وی افزود: در این سریال مسعود شصتچی درگیر پنج موقعیت جدید خواهد شد كه كاملا با داستان قبلی متفاوت است و مخاطب درگیر داستانی جدید خواهد شد. تنظیم برای تبیان : مسعودرضا عجمی
|
درباره وبلاگ![]()
سحرگاهان که شبنم آیتی از پاک بودن را به گل ها هدیه می بخشد به آن محراب پاکش آرزو کردم برایت خوب دیدن...........خوب بودن.............خوب ماندن را
شهریور 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 پیوندها
every thing |